تبليغاتX
معرفي؛ تحليل و بررسي فيلم هاي جديد جهان
لذت درک تماشای فیلم در www.dezfilm.blogfa.com

Jumper 2008   Rambo IV 2008   The Golden Compass 2007   I Now Pronounce You Chuck & Larry 2007

The Hitcher 2007   Hitman 2007   The Forbidden Kingdom 2008   Beowulf 2007

Saw IV 2007   Step Up 2 the Streets 2008   Shoot 'Em Up 2007   What Happens in Vegas 2008

+ نوشته شده در  شنبه 26 مرداد1387ساعت 6:0 قبل از ظهر  توسط امين  | 

The Eye

مشخصات :

نام : The Eye (چشم)

دسته : ترسناك

محصول : آمريكا

زمان توليد : February 1st, 2008

كمپاني : Paramount Pictures

مدت : hr 1 , min 37

فروش تا كنون : 31,397,498$

امتياز : رده ي  -C

سايت اختصاصي فيلم : www.theeyethefilm.com

 

عوامل :

بازيگران :

 Jessica Alba, Alessandro Nivola, Parker Posey, Chloe Grace Moretz, Tamlyn Tomita

كارگردان : David Moreau, Xavier Palud

نويسنده : Sebastian Gutierrez, Jojo Yuet-Chun Hui, Oxide Pang, Danny Pang

تهيه كننده : Peter Chan, Roy Lee, Doug Davison

 

توضيح :

خب صبر كنيد؛ نترسيد؛ به دسته ي ترسناك فيلم توجه نكنيد چون بيش از ترسناك بودن اين جزابييت موضوع زيباي فيلمه كه روي بيننده اثر ميزاره و اگه تا حالا فيلم به اسم ترسناك نديدين سعي كنيد حتما" فيلم زيباي The Eye رو ببينيد تا اثرش مدتها تو ذهن شما چرخ بزنه. خب تصميم ندارم راجع به زيبايي اين فيلم توضيح بدم چون نميتونم احساسي رو كه بعد از ديدن اين فيلم به بيننده دست ميده رو توصيف كنم. شايد اين فيلم از چند جهت مختلف استثنايي باشه و يكيش هم دو كارگردان بودن اين فيلمه كه شايد كمتر جايي شنيده باشين ولي اينبار تماشاي خلق اثر زيباي The Eye به دست دو كارگردان Xavier Palud و David Moreau به كمك دستان قلم زن برادران Pang و رسيدن به تجربه اي جديد رو از دست ندين. و شايد يه مورد ديگه از فيلم موضوعش باشه كه كاملا" متفاوت با ديگر فيلماست كه براي درك اون نياز به داشتن داشتن اعتقاداتي است كه از كشور سازنده ي فيلم بعيده؛ اعتقاداتي قلبي بر مبناي بقاي انسان بعد از مرگ و همسان كردن خوبي و بدي اون با توجه به اعمال و رفتارش؛ در حالي كه در كنار اين مطلب نجات عده اي انسان از حادثه ي مرگبار كه در انتظار اونهاست هدف نهايي اين فيلم به حساب مياد. و سومين مورد هم نمايش استثناي و بي مانند Jessica Alba در نقش سيدني مهري است ارزشمند بر اثر به ياد ماندني The Eye؛ پس لذت تماشاي فيلم رو از دست نديد.

 

خلاصه ي فيلم :

سيدني ولز زن نابينايي است كه بر اثر وقوع حادثه اي در كودكي چشمهاي خودش رو از دست داده و محو در دنياي تاريك خودش مشغول پرداختن به زندگي اي ساده و توآم با صداي دلنشين موسيقي در كلاس موسيقي روز ها و شب ها رو در Albuquerque آمريكا سپري ميكنه. پس از مدتها قرار داشتن سيدني در ليست نابينايان بيمارستان جهت پيوند چشم هاي اهدايي و رفت و آمد هلن خواهر سيدني بالاخره موفق ميشن تا چشم هاي اهدايي رو براي سيدني پيدا كنن تا طي چند روز زير نظر دكتر پاول فالنر به چشم هاي سيدني پيوند داده بشن. خب سيدني عمل ميشه و بعد از يكي دو هفته پانسمان رو از چشم هاش جدا ميكنن تا از ابن به بعد نظاره گر دنيايي زيبا باشه. بعد از گذر چند روز براي عادت كردن و گشايش چشم هاي سيدني اتفاقي عجيب باعث شروع شدن كابوس بزرگ سيدني ميشه؛ از اين رو كه يك شب در بيمارستان موجودي غبار آلود رو ميبينه كه پيرزن بيمار هم اتاقي سيدني رو از روي تختش بلند ميكنه و ميخواد كه با خودش ببره؛ سيدني هم كه در گير و دار ديدن و نديدن حوب متوجه نميشه ميره تا پيرزن رو دنبال كنه ولي چيزي جز كارهايي عجيب و نامفهوم نميبينه. اين كابوس همواره سيدني رو دنبال ميكنه و حتي بعد از مرخص شدن؛ توي خيابون؛ توي خونه و در خواب هم چيزهاي ترسناك و نامفهوم رو مشاهده ميكنه و اصلا" نميدونه كه درباره ي چي هستن و چي ميخوان بگن و چرا براش پيش ميان و فقط حدس ميزنه كه ميخوان يه تصوير يا اتفاق يا ماجرايي رو بهش نشون بدن. سيدني با مقايسه ي خودش و اتفاتي كه داره ميفته و در اون موقع كه نابينا بود از اونها خبري نبود به اين نتيجه ميرسه كه حتما" اين اتفاقات به چشمهاش كه تازه پيوند داده برميگرده و اولين هدفش اينه بوسيله ي دكتر فالنر از شخص اهدا كننده مطلع بشه تا بفهمه جريان از چه قراره؛ ولي مشكل اينجاست كه سازمان به دكترهاي مربوطه اجازه ي افشاي هيچ گونه اطلاعاتي رو از اشخاص اهدا كننده نميده. بالاخره بعد از گير و دارهاي بين سيدني و دكتر فالنر؛ فالنر دزدكي و دست و پا شكسته اسم و آدرس دختري به نام تگان موس رو به دست مياره كه مدتي پيش فوت كرده و چشمهاش به سيدني اهدا شده و سيدني سريعا" حدس ميزنه كه احتمالا" اين همون دختري باشه كه به جاي تصوير خودش تو آيينه هميشه اون رو ميديد. به اين صورت سيدني و دكتر فالنر آماده ي سفري ميشن كه اين آدرس رو در دور دستهاي New Mexico آمريكا دنبال كنن و از چين و چون ماجرا با خبر بشن. ولي آيا موفق ميشن اطلاعاتي بدست بيارن؟ اگر هم پيداش كنن اصلا" چطور متوجه بشن كه اين اتفاقات چه ربطي به تگان داره چون حالا كه ديگه تگان مرده؟ و از راز و هدف اين اتفاقات مطلع بشن؟          اين ديگه سوالاتي است كه اشتهاي تماشاي فيلم رو بيشتر ميكنه؛ پس وقت رو تلف نكنيد از سرانجام ماجرا با تماشاي فيلم زيباي The Eye با خبر بشيد.

 

معرفي شخصيت هاي اصلي فيلم :

Jessica Alba

بهانه ي اصلي بقاي افتخار آميز The Eye؛ نمايش تحسين برانگيز Jessica Alba در نقش سيدني ولز. شايد هركي جاي سيدني بود از ديدن اين تصاوير و اتفاقات وحشتناك و جون فرسا طاقت نميوور و يه كاري دست خودش ميداد چون هرچي هم ميخواست به هلن و دكتر فالنر اتفاقات رو توضيح بده اونها باور نميكردن و به بهانه ي طبيعي بودن تحريكات روحي بعد از عمل ميخواستن به سيدني آرامش بدن ولي غافل از اينكه هرشب چه كابوسي در انتظار سيدني خواهد بود. تا جايي كه با اعتماد به نفس و كنترل اعصاب خودش تلاش ميكنه تا لااقل بتونه هدف اين اتفاقات رو متوجه بشه.

Jessica Alba

سيدني خيلي هم به موسيقي علاقه داره و با شركت مداوم در كلاس موسيقي يكي از بهترين ويالون زنهاي نابينا بود.

Alessandro Nivola

و اين هم دكتر پاول فالنر؛ پزشكي كه عمل پيوند چشم سيدني رو زير نظر داشت. پاول اولاش سعي داشت كه سيدني رو متقاعد كنه كه اين اتفاقات طبيعيه چون سالهاست كه سيدني نابينا بوده و تازه بيناييش رو بدست اوورده؛ ولي با مراجعه ي مداوم سيدني و ديدن كارهاي عجيب و غير منتظره از سيدني به نظرش ميرسه كه قضيه يه كم جديه و عليرغم ممنوع بودن افشاي اطلاعات اهدا كننده فكر ميكنه كه اين قضيه استثناست و به مسئوليت خودش شخص مورد نظر رو پيدا ميكنه و در اين راه كمك زيادي به سيدني ميكنه.

Tegan Moss

اين هم تگان موس همون دختريه كه فوت كرده و سيدني همش تصويرش رو به جاي خودش تو آيينه ميبينه. بعد از چند بار سيدني سعي ميكنه تا با تصوير اين دختر حرف بزنه تا بتونه يه چيزايي بفهمه. از صورت تگان و اتفاقاتي كه در افكار سيدني ميگزره به نظر ميرسه سيدني دختري رنج كشيه و مظلومه و شايد مرگ اون هم در ارتباط با چشمهاش بوده.

David Moreau, Xavier Palud

و بالاخره اين هم تصويري از دو كارگردان اين فيلم Xavier Palud و David Moreau در كنار Jessica Alba. يكي از همون عجايب The Eye؛ دو كارگردانه بودن اين فيلم؛ واقعا" چقدر هم شبيه هم هستن. در هر حال اميدواريم باز هم فيلم هاي با همكاري اين دو كارگردان رو ببينيم.

Jessica Alba

اين هم تصويري از بلاهايي كه سر سيدني بيچاره مياد. فكر ميكنيد تو فرگاز چي باشه؟!...

 

حرف آخر :

اميدوارم سعي كنيد كه حتما" اين فيلم بسيار زيبا؛ هيجان انگيز و متفاوت رو تماشا كنيد و از تماشاي اون لذت ببرين؛ همچنين اميدوارم توضيحات اين فيلم هم براتون مفيد بوده باشه. منتظر نظر شما در مورد اين فيلم بعد از تماشاي اون هستم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 تیر1387ساعت 8:57 قبل از ظهر  توسط امين  | 

One Missed Call
 
مشخصات :

نام : One Missed Call (يك تك زنگ)

دسته : ترسناك

محصول : آمريكا

زمان توليد : January 4th, 2008

كمپاني : Warner Bros, Pictures Distribution

مدت : hr 1 , min 26
 
فروش كلي : 26,876,529$
 
امتياز : رده ي  +C
 
سايت اختصاصي فيلم : www.onemissedcallmovie.warnerbros.com
 
 
 
 
عوامل :
 
بازيگران :
 
Edward Burns, Shannyn Sossamon, Ana Claudia Talancon, Ray Wise, Azura Skye
 
كارگردان :  Eric Valette
 
نويسنده : Andrew Klavan, Yasushi Akimoto, Miwako Daira II
 
تهيه كننده :  Shinya Egawa, Timothy M. Bourne, Josef Lautenschlager
 
 
 
 
توضيح :
 
شايد بشه اين فيلم رو به عنوان يه فيلم صرفا" ترسناك معرفي كرد؛ چون مثل همنوعان خودش بيش از اينكه دنبال ماجرا و يا موضوع خاصي باشه مشتاقه تا موجبات وحشت بينندگان خودش رو بوجود بياره؛ حسي كه هيچ گاه تهيه كنندگان؛ كارگردانان؛ نويسندگان و حتي بيننده ها رو از ساختن و ديدن چنين فيلم هايي دلسرد نخواهد كرد. خب حالا ديگه بخش عظيمي از سينماي جهان رو دسته ي ترسناك فرا گرفته و در بين بيننده ها مشتري خاص و زياد خودش رو داره. One Missed Call تلاش كرده تا از دريچه اي نوين و متفاوت موجبات وحشت بينندگان رو فراهم كنه؛ دريچه اي از نوع جهان الكترونيك؛ اتصال؛ ارتباط و موبايل. بله موبايل؛ شايد در بين دسته هاي ترسناك فيلمي اين چنين رو تجربه نكرده باشيد؛ فيلمي كه بوسيله ي ساخته ي دست انسان خودش رو به دام ميندازه و از بين ميبره كه در اين ميان وسيله ي موبايل نقش تعيين كننده اي رو داره؛ بدين صورت كه قاتل اين فيلم كه هويتش براي بقيه نامعلومه چند روز قبل با يك تماس تلفني كوتاه و به عنواني يك تك زنگ به قرباني هاي خودش روز و زمان دقيق قتل اونها رو بهشون اطلاع ميده و جالب اينجاست كه با وجود آگاهي از زمان حادثه هيچ كس قادر به مقابله با اون نيست و جالب هم اينجاست كه شخص به خصوصي در قتل ها دست نداره و يه جورايي همه ي عوامل سرنوشت شوم مقتول رو رقم ميزنن. نمايش طرز قتل اين افراد و لحظات قبل از مرگ چيزيه كه قسمت عمده ي فيلم رو پوشش ميده و هنر ايجاد نهايت وحشت در اين لحظات يكي از مهمترين مزاياي اين فيلمه؛ صحنه هايي كه ترس و وحشتي رو در بيننده ايجاد ميكنه كه تا مدتي در فكرش رفت و آمد ميكنه. پس پيشنهاد ميكنم تجربه ي تماشاي فيلمي ترسناك و متفاوت رو با One Missed Call از دست نديد.
 
 
 
 
خلاصه ي فيلم :
 
در حالي كه دختر جواني به نام بت ريموند به همراه دوستانش به نام هاي تيلور و تد زندگي خوب و راحتي رو در Atlanta به همراه جشن هاي شبانه با ديگر دوستان سپري ميكنن ولي چند روزيه كه اتفاقاتي عجيب دوروبر اونها ذهنشون رو مشغول كرده. به صورتي كه بعد از مرگ ناگهاني يكي از دوستانشون كه همگي اون رو يه اتفاق ميدونستن حالا كشته شدن يكي ديگر از دوستانشون اون ها رو نگران كرده كه شايد اين جريان به سمت اونها هم كشيده بشه. در حالي كه همگي دوستان و حتي پليس اين جريانات رو اتفاقي بيشتر نميبينن ولي بت قصد داره تا بررسي كنه و ببينه كه اين نفرات قبل از مرگشون كجا بودن و چه كار كردن. تا جايي كه در گير و دار اين بررسي ها تيلور دوست صميمي تد مسئله اي رو با بت در ميون ميزاره كه بت رو يه قدم در كشف علت جلو ميبره. تيلور يك تماس ناموفق بر روي موبايلش رو به بت نشون ميده كه زماني مشخص رو اعلام ميكنه و همچنين ميگه كه "قرباني قبلي هم به من اين مسئله و تك زنگ روي موبايلش رو نشونم داد ولي من توجهي نكردم تا جايي كه در همون روز اعلام تك زنگ كشته شد." بت همونطور كه تلاش ميكنه با رد اين تك زنگ ها به مضمون اصلي نزديك بشه از طرفي هم مدام قصد آروم كردن تيلور رو داره تا جايي كه پليس رو هم براي نجات جون تيلور در جريان ميزاره در حالي كه سرنوشت شوم تيلور رقم خورده و در همان زمان اعلام شده ي تك زنگ به صورتي وحشتناك كشته ميشه. بلافاصله بعد از اون هم كسي قادر به جلوگيري از اتفاقي نبود كه اينبار به تد وعده داده شده بود و در موعد مقرر تد هم به قتل رسيد. بت و جك آندروز مسئول پيگيري اين پرونده هيچ راه حلي براي اين مسئله پيدا نميكنن تا زماني كه يه تك زنگ رو روي موبايل بت مشاهده ميكنن كه زمان مشخص قتل بت رو اعلام ميكنه. حالا بايد ديد كه آيا اين اتفاق مثل بقيه براي بت هم رخ ميده؟ آيا جك آندروز در اين ماجرا ميتونه چيزي كشف كنه؟ آيا در اين مدت كوتاه بت ميتونه منشا" اين اتفاقات رو پيدا كنه؟          درنگ نكنيد و با تماشاي فيلم ترسناك و متفاوت One Missed Call فكر خودتون رو از جواب ابن سؤالات راحت كنيد.
 
 
 
 
معرفي شخصيت هاي اصلي فيلم :
 
Shannyn Sossamon
 
اين خانم جوان بت ريموند همون دختر سخت كوش و شجاعيه كه به هر نحو سعي ميكنه تا منشا" اين قتل ها رو كشف كنه. در حالي كه بعد از مرك هر مقتول همه در اظطراب قرار گرفتن در ليست سياه قاتل بودن ولي بت با خونسردي كامل سعي ميكرد كه با بررسي اين تك زنگ ها متوجه شخص تماس گيرنده بشه ولي اونجايي كه خودش و تيلور باطري و سيم كارتهاي موبايلهاشون رو از ترس تك زنگ در ميارن با شنيدن زنگ موبايل  ت يلور در اون وضع ميفهمه كه با شخصي طرف نيست.
 
Ana Claudia Talancon
 
اين هم همون تيلور بيچارست كه عليرغم تمام تلاشهايي كه براي جلوگيري از كشته شدنش انجام ميده ولي موفق به جلوگيري از اين اتفاق نميشه. جالبه بدونيد تيلور معشوق هميشگي تد بود و تد همه جا اين رو ثابت ميكرد؛ حتي تو جشن هاي شبانه هم به جاي اينكه چيزي بخوره و يه تكوني به بدن بده و اينها همش مينشست و به تيلور خيره ميشد.
 
Ana Claudia Talancon
 
تيلور حتي راضي ميشه كه به پيشنهاد مردي كه در جريان اين تك زنگ ها بود جواب مثبت بده مبني بر اينكه در اون زمان از تيلور فيلمبرداري بشه تا شايد سرنخي چيزي به دست بيارن. ولي بعد از اون اتفاق در فيلم ضبط شده چيزي به جز ميزي كه تيلور روش نشسته بود وجود نداره.
 
Edward Burns
 
و اين هم جك آندروز مسئول پيگيري اين پرونده ي قتل هاي زنجيره اي اداره ي پليس بود بعد از قتل تمام مضمون ها تنها تلاشش حفظ جون بت از اين اتفاق و پيدا كردن يه سرنخه كه بوسيله ي اون بتونه قاتل رو دستگير كنه اما همونطور كه گفتيم شخص به خصوصي به عنوان قاتل در اين ماجرا دست نداره.
 
Eric Valette
 
و بالاخره تصويري از Eric Valette كارگردان فيلم One Missed Call در كنار بت و جك آندروز...
 
 
 
 
حرف آخر :
 
اميدوارم كه موفق بشيد اين فيلم ترسناك و متفاوت رو تماشا كنيد از لذت تماشاي فيلمي ترسناك برخوردار بشيد و همچنين توضيحات اين فيلم هم براتون مفيد بوده باشه. منتظر نظر شما در مورد اين فيلم بعد از تماشاي اون هستم.
+ نوشته شده در  سه شنبه 25 تیر1387ساعت 6:42 قبل از ظهر  توسط امين  | 

War

مشخصات :

نام : War  (جنگ)

دسته : اكشن

محصول : آمريكا

زمان توليد : August 24th, 2007

كمپاني : Fierce Entertainment

مدت : hr 1 . min 31

فروش تا كنون : 22,466,994$

امتياز : رده ي  -C

سايت اختصاصي فيلم : www.warthefilm.com

 

عوامل :

بازيگران : Jet Li, Jason Statham, Devon Aoki, Nicholas Elia, Luis Guzman

كارگردان : Philip G. Atwell

نويسنده : Gregory Bradley, Lee Anthony Smith

تهيه كننده : Mike Elliott, Jim Thompson VI, Christopher Petzel II

 

توضيح :

فيلم War فيلمي بسيار زيبا و هيجان انگيز و در عين حال دراماتيك هست كه در بعضي اوقات فيلم احساسات عميق انساني رو به وجد مياره. به جرات ميتونم بگم كه كل اين فيلم روي هنر نمايي كهنه كار سينماي رزمي آقاي Jet Li ميچرخه كه علاوه بر آمادگي هميشگي در انجام حركات رزمي اينبار همچون هنرمندي بي مانند سر از عواطف و احساسات انساني در مياره و اونقدر استثنايي كار ميكنه كه در بعضي صحنه ها اون منظوري رو از احساسي كه داره و ميخواد نمايان كنه اونقدر زيبا و حرفه اي جلوه ميده كه دريافت بيننده ي فيلم از اين احساس دقيقا" عكس هدف بازيگره. فيلم War حدود يك هفته اي در صدر جدول پرفروش ترين فيلم هاي جهان قرارداشت كه از اين حيث هم خودش رو ممتاز كرده. محتواي اين فيلم زيبا نشان دهنده ي حس ويرانگر و بي رحم انتقام در انسان هست به طوري كه شخص منتقم تمام زندگيش رو فداي انتقام ميكنه و از هيچ راه و روشي براي گرفتن انتقام عزيزانش دريغ نميكنه از همه مهمتر كه اين انتقام در مورد خانواده ي يك نفر باشه كه والاترين ارزش رو براي فرد داره. سبك اين فيلم اكشن هست ولي همونطور كه گفتم اين فيلم صرفا" اكشن نيست و در درون خودش چند هدف رو داره تا به بيننده منتقل كنه؛ پس سعي كنيد با دقت زياد اين فيلم رو ببينيد و اگر هم تا گذشت زمان زيادي از فيلم هنوز چيزي دستگيرتون نشده بود نگران نباشيد چون كل فيلم در لحضات پاياني فيلم خلاصه ميشه كه به محض ديدنش همه چيز دستگيرتون ميشه. با اين همه توضيح فكر ميكنم اين فيلم زيبا حداقل ارزش ديدن رو داشته باشه كه تماشاي فيلم رو به همه ي شما توصيه ميكنم ولي همونطور كه گفتم با دقت زياد.

 
 
خلاصه ي فيلم :

تام لون و جك كراوفورد دو پلس قديمي FBI و دو دوست خيلي صميمي هستن كه بيشتر ماموريت ها رو باهمديگه انجام ميدن. اين دو دوست پس از چندي مامور ميشن تا گروهي قاچاقچي خلافكار رو كه از راه دريايي قاچاق ميكنن دستگير و يا از بين ببرن كه در جريان انجام اين ماموريت بعد از يك زدو خورد حسابي تام به كمك جك موفق ميشه تا بيشتر اعضاي اين گروه رو از بين ببره و محموله ي قاچاق رو متوقف كنه كه باعث موفقيت اين دو پليس در اين ماموريت ميشه ولي به ظاهر؛ چون اين پيروزي اصلا" براي تام خوش يومن نميشه. مدت زيادي نميگذره كه يكي از افراد گروه قاچاق كه در اون درگيري موفق به فرار ميشه شبانه  به خونه ي تام حمله ميبره و متاسفانه تمام اعضاي خانواده ي لون رو به قتل ميرسونه و خونه رو به آتيش ميكشه و فرار ميكنه. اين خبر وحشتناك به هيچ وجه براي جك قابل باور نيست كه بهترين دوست خودش رو از دست داده؛ از اين رو مصمم ميشه تا سرنخ هايي از اين قاتل بيرحم رو به دست بياره تا شايد موفق به شناسايي اون بشه. چند روز بعد از گذشت واقعه ي تلخ قتل عام خانواده ي لون باز هم خبر بدي سازمان FBI رو آشفته ميكنه؛ جديدا" خبر رسيده كه فردي ناشناس به صورت نامحسوس به كلوپ هاي شبانه حمله ميكنه و عده ي زيادي رو به قتل ميرسونه. پليس و در راس اونها جك كراوفورد به دنبال كشف سرنخ از اين قاتل حرفه اي دست به تحقيق و بررسي ميزنن؛ و جالب اينجاست كه طبق شواهد و گذارشات پليس اين افراد مقتول عموما" خلاف كارهايي هستن كه داراي پرونده هاي نسبتا" سنگيني در اداره ي پليس هستن؛ حالا پليس از اين متعجبه كه اين فرد چه هدفي براي به قتل رسوندن اين افراد خلافكار داره؛ در حالي كه ناچار هستن به تحقيقات ادامه داده تا اين فرد رو دستگير كنند. و اين در حاليست كه گروه هاي خلافكار روز به روز وحشت زده تر ميشن كه مبادا اين قاتل به سراغ اونها هم بره. حالا اينكه اين فرد كيه؟ و از انجام اين كارها چه هدفي داره؟ و آيا ارتباطي با خانواده ي لون كه در ابتدا توسط خلافكاران به قتل رسيدند داره؟ و اينكه آيا جك در اين ماموريت موفق ميشه و پليس ميتونه اين فرد رو دستگير كنه؟ سؤالهاييه كه كنجكاو به رسيدن به جواب اونها هستيد كه با تماشاي اين فيلم زيبا؛ هيجان انگيز و در عين حال دراماتيك به جواب اونها خواهيد رسيد.

 

معرفي شخصيت هاي اصلي فيلم :

Jet Li

اين همون قاتل ناشناس هست كه هميشه از زير دست پليس ها در ميره و هيچوقت نميتونن سر صحنه ي جرم گيرش بندازن؛ جالب اينجاست كه اينقدر مهارت داره كه از پس اونهمه افراد تنومند و به قول خودشون خلافكار بر مياد و اونها رو به قتل ميرسونه. البته در طول فيلم هم ميشه فهميد كه اين فرد نگاه خاصي به جك كراوفورد كه پليس مامور هست داره؛ حالا اينكه چرا و واسه چي خودتون ميفهميد. در ضمن ارزشهاي برتر آقاي Jet li (همين شخصيت) در اين فيلم رو قبلا" توضيح داديم.

Jason Statham

اين هم جك كراوفورد رئيس پليس FBI و ذوست صميمي تام بود كه بعد از قتل خانواده ي لون به همراه دوستش؛ تلاش زيادي كرد تا بتونه اون قاتل بي رحم رو گير بندازه. البته در اين بين هم تو طله ي اين قاتل جديد گير افتاد و مامور دستگيري اون بود و فعلا" تمام حواسش رو متوجه اين ماموريت كرده بود. اين ارتباط او و تام اونقدر خوب بود كه حتي همسرانشون هم با هم رفت و آمد داشتن كه همسر جك هم تا مدتي توانايي باور قتل فجيح خانواده ي لون رو نداشت و واقعا" ناراحت شده بود.

Devon Aoki and Ryo Ishibashi

اين دو نفر كيرا و شيرو پدر و دختر؛ رؤساي گروه قاچاقچيان و همچنين رزمي كارهاي حرفه اي هستند كه با همكاري سازمانهاي ديگر ساليانه محموله هاي قاچاق زيادي رو غير قانوني به كشور وارد ميكنن و اون محموله اي هم كه تام و جك اون رو متوقف كردند به اين دو نفر تعلق داشت و حتي قتل خانواده ي لون هم يه جورايي زير سر اين دو فنر بود. البته آخراي فيلم يه بلايي سر اين دو و مخصوصا" دختره مياد كه تا زنده هستن از يادشون نخواهد رفت.

Jason Statham and Luis Guzman

اين هم كه كنار جك وايساده بني؛ كارمند سابق FBI و همچنين دوست جك هست كه آشنايي خوبي با اين گروه هاي قاچاق داره و وقتي هم كه جك يه جورايي از رابطه ي بين قاتل ناشناس و اين افراد خلافكار پي ميبره به سراغ بني ميره تا به كمك اون اين افراد رو شناسايي كنه كه شايد بتونه از طريق اين افراد اون قاتل ناشناس رو پيدا كنه. انصافا" بني هم با وجود اينكه دوست نداره دوباره كار پليسيش رو انجام بده از هيچ كمكي به جك دريغ نميكنه.

Jason Statham and Terry Chen

و بالاخره اين يكي هم كه كنار جك وايساده تام لون بيچارست كه بعد از انجام موفقيت آميز اين ماموريت به همراه خانوادش؛ همسر و پسر كوچيكش به قتل رسيد. چيز زيادي از تام نميبينيد ولي از اونجا كه معلومه تام فردي بسيار خانواده دوست و عاشق كارشه كه الزاما" در جهت انجام شفلش هم به قتل رسيد. البته بعد از قتل خانواده ي لون جك ساكت ننشست و به دنبال سرنخي براي شناسايي اين قاتل بي رحم شروع به تحقيق كرد .

Jason Statham and Jet Li

و در آخر هم تصويري بسيار زيبا از تقابل دو حريف يعني جك كراوفورد و قاتل ناشناس.

 

حرف آخر :

اميدوارم كه اين فيلم بسيار زيبا و هيجان انگيز رو تماشا كنيد و از ديدنش لذت كافي رو ببرين و توضيحات اين فيلم هم براتون مفيد بوده باشه. منتظر نظر شما هستم.

 

سفارش فيلم :

شما ميتونيد با پر كردن فرم سفارش در پايين وبلاگ؛ اين فيلم زيبا رو از طريق همين وبلاگ تهيه و تماشا كنيد. (اطلاعات بيشتر)

+ نوشته شده در  چهارشنبه 17 بهمن1386ساعت 10:25 قبل از ظهر  توسط امين  | 

Primeval

مشخصات :

نام : Primeval  (باستاني)

دسته : ترسناك  

محصول : آمريكا

زمان توليد : January 12th, 2007

كمپاني : Buena Vista Pictures Distribution

مدت : hr 1 . min 34

فروش تا كنون : 10,596,100$

امتياز : رده ي  +D

وب سايت اختصاصي فيلم : http://video.movies.go.com/primeva

 

عوامل :

بازيگران :

 Dominic Purcell, Orlando Jones, Brooke Langton, Jurgen Prochnow, Gideon Emery

كارگردان : Michael Katleman

نويسنده : John Brancato, Michael Ferris

تهيه كننده :  Jamie Tarses, Gavin Polone, David Wicht

 

توضيح :

و اين بار Primeval. فيلمي زيبا و ديدني در قالب ترسناك كه نميتونه با اين كلمه بيان بشه؛ چون اين فيلم بيشتر از اينكه ترسناك باشه بسيار هيجان انگيزه و بستگي به سليقه ي بيننده داره كه اين فيلم رو جزو دسته ي ترسناك قرار بده يا نه. فرق عمده اي كه Primeval با ساير فيلم هاي هم دسته ي خودش داره اينه كه اينبار اين فيلم بر اساس يك داستان واقعي ساخته شده و تنها چيزي كه بيننده رو در حين تماشاي اين فيلم تحريك ميكنه اين هست كه اين اتفاقات و جريانات وجود داشته كه حالا به صورت يك فيلم به تصوير كشيده شده. بايد گفت كه اين فيلم خالي از شيطنت هاي سياسي نيست و بيننده راحت متوجه ميشه قدرتهايي كه خودشون عامل جنگ و فساد هستند چگونه با حرفه اي گري خودشون رو مظلوم و خالي از هر انديشه ي بد نشون ميدن؛ به طوري كه ممكنه حتي بيننده با تماشاي صحنه هاي ساختگي مدال حق رو به گردن ناحقان بندازه. فضاي كاملا" طبيعي فيلم و صحنه برداري از مناطق و جنگل ها و بويژه درياچه هاي آفريقاي جنوبي و همچنين وجود اقوام و قبيله هاي آن منطقه با رسم و رسوم هاي مخصوص به خود جلوه ي خاصي به اين فيلم بخشيده كه از اين جهت تونسته خودش رو از ديگر ساخته هاي اين دسته متمايز كنه. همچنين اين فيلم به زماني اشاره داره كه هنوز رنگ و بوي استعمار ايالات متحده بر آفريقا وجود داره ولي به نظر ميرسه كه دم دم هاي سقوط اين استعمارگري باشه. به هر حال كش و قوس هاي اين فيلم جذابيت خاصي داره كه تماشاي اون نميتونه خالي از لطف باشه.

 

خلاصه ي فيلم :

پس از پيدايش شماري از جسد هاي انسان ها در اطراف درياچه هاي آفريقاي جنوبي مسئولين كشور مجبور به دنبال كردن اين قضيه و شناسايي عامل اون ميشن كه بعد از نتيجه گيري از چند گزارش متوجه ميشن كه اين عامل يك موجود بزرگ و خطرناك دريايي شبيه يك تمساح بزرگ هست كه در اين درياچه ها زندگي ميكنه و به محض شناسايي انساني در اطراف درياچه اون رو شكار ميكنه. به دنبال اين؛ وزير دفاع آفريقاي جنوبي آقاي هري تصميم ميگيره تا اين مسئله رو به گوش سازمان امنيت آمريكا (كه هنوز به عنواني سلطه گر اون منطقه هست) برسونه تا شايد به اين طريق بتونه چاره جويي كنه. بعد از شنيدن اين خبر؛ سازمان امنيت آمريكا تصميم ميگيره تا يه گروه محقق متشكل از آقايان تيم منفري ؛ استيو جانسون و متيو كالينز (كه يك جانور شناس درياييه و از اين نظر به دليل فعاليت در برنامه هاي اين چنيني در سينماي مستند فردي شناخته شده و مشهوره) و همچنين يك خانم به نام آويوا مسترز رو به اون منطقه بفرسته تا دليل اون رو شناسايي و راه حل هاي اين مشكل رو بررسي و اجرا كنن تا شايد موفق به از بين بردن اين عامل كشتار بشن. از اين رو بعد از رسيدن به آفريقا و آشنايي با افرادي كه راهنما و كمك كننده ي اونها هستن بوسيله ي كشتي به محل اون درياچه هاي مرگبار ميرن و در اون نزديكي مستقر شده كه با استقبال گرم مردم قبايل اون ناحيه مواجه ميشن. البته ناگفته نمونه كه گروهي هم هستند كه مخالف ورود اونها به كشور بوده (به دليل تعصب هاي سياسي) و به دنبال اين هستن كه اونها رو از كشور بيرون كنند كه البته در اين راه مشكلات بسيار زيادي رو براي اين افراد آمريكايي بوجود ميارن. بعد از مشخص شدن اينكه اين موجود يه چيزي شبيه به تمساح هست متيو كالينز كه در تشخيص حالات و رفتار اين نوع موجودات دريايي تبهر خاصي داره در ابتدا با شليك گلوله اي شناساگر به طرف تمساح رفت و آمدش رو زير نظر مي گيره تا شايد بتونه اون رو به وسيله ي قفس بزرگي كه در اونجا قرار داده به دام بندازه؛ ولي بعد از كشته شدن دو نفر از همراهانشون توسط تمساح متوجه ميشن كه به اين راحتي ها نميشه اون رو به دام انداخت و راهي جز از بين بردن اون نميبينن. حالا فقط براشون يه دستگاه شناساگر مونده كه دور يا نزديكي اون رو مشخص ميكنه. با اين وجود بايد ديد كه آيا اين گروه 4 نفره ميتونن تمساح رو از بين ببرن؟ يا برعكس؟ آيا سازمان دفاع آفريقا به كمك اونها مياد؟ تكليفشون با اون گروه شورشي كه حاضر نيستن اونها رو اينجا ببينن چيه؟ مطمئن باشيد كه از ديدن اين فيلم زيبا و هيجان انگيز ضرر نميكنين و ضمن تماشاي اين فيلم زيبا به جواب اين سؤالات مبهم خواهيد رسيد.

 

معرفي شخصيت هاي اصلي فيلم :

Dominic Purcell  

اين آقا تيم منفري هست كه به نوعي رياست اين گروه اعزامي به آفريقا رو به عهده داره و همچنين دوست صميميه استو جانسون هم هست. تيم آدم شجاعيه كه در سخت ترين شرايط هم نجات جون ديگران براش در اولويته. در طول اين پروژه ي جان فرسا و همچنين درگيري با افراد مخالف داخلي آفريقا مشكلات زيادي براش پيش مياد كه از طرفي هم بايد مواظب سلامت ديگر افراد گروه باشه. درسته كه تيم مرد خوبيه ولي در بعضي صحنه ها راحت ميشه فهميد كه زير چشمي يه نگاهي هم به آويوا داره چون ... . 

Orlando Jones  

اين آقا سياه پوسته هم استو جانسون هست كه عضو گروه اعزامي به آفريقا و فيلم بردار گروهه و نيز دوست قديمي تيم. استو پسر شجاعيه كه در چند مورد سعي ميكنه جون تيم و آويوا رو حفظ بكنه تا جايي كه ... . از اونجا كه استو آمريكاييه بعد از رسيدن به آفريقا و برخورد با مردم واقعا" شكه ميشه و به دليل تناسب رنگ پوستش با بقيه به نوعي اينجا رو زادگاه خودش ميدونه ولي طولي نميكشه كه آنقدر بلاهاي گوناگون سرش مياد كه در چند مورد از لفظ Fucking Africa استفاده ميكنه كه در جاي خودش جالب توجهه البته با ديد بيننده نگري ميشه به استو بيچاره در اين مورد حق داد.

Brooke Langton  

اين هم آويوا مسترز تنها خانم عضو اين گروهه كه شايد از اين كارش يعني همراهي گروه خيلي پشيمون ميشه چون اولاش به نظر استو نبايد يك خانم با اونها ميبود چون جاي خطرناكيه ولي اصرار آويوا باعث راهي شدنش با اين گروه شد البته نافته نمونه كه آويوا هم يك جانور شناسه. از بلاهاي نازله به آويوا ميشه به تجاوزش در يه صحنه توسط يكي از ارتشيان آفريقا كه همون حوالي بودن نام برد ولي شايد اون ارتشيه هم از كارش خيلي پشيمون شد چون ... . ولي با اين همه وجود در هر حال خودش رو مستحكم نشون نيده گذشته از اين كه چند باري هم تيم بود كه نجاتش داد.

Orlando Jones and Gabriel Malema  

و بالاخره اين پسره جوجو كه كنار استو هست پسر واقعا" شجاعيه كه پدر و مادرش رو بوسيله ي همين تمساح دريايي از دست داده و حالا به كمك اينها اومده تا شايد بتونه به نوعي انتقام خانوادش رو از اين تمساح بي رحم بگيره. از اين بابت ميگم شجاع كه واقعا" از هيچي نميترسه و يكي دو بار هم تا مرز مرگ يعني داخل شدن به درياچه پيش ميره. حيوونكي يه جا هم كه ميخوان تمساح رو با قفس شكار كنن ميره داخل قفس وايميسته تا شايد به سبب شكار اون تمساح  تو قفس گير بيفته. در چند مورد هم با اينكه تيري به بدنش اصابت ميكنه حتي جون تيم و آويوا رو نجات ميده.

Ernest Ndlovu and Dominic Purcell  

و در آخر هم تصويري جالب از برخورد تيم منفري و گروهش با رؤساي يكي از قبايل اون منطقه.

 

حرف آخر :

اميدوارم كه موفق به ديدن اين فيلم زيبا و هيجان انگيز بشيد و از تماشاي اون لذت كافي رو ببرين و توضيحات اين فيلم هم براتون مفيد بوده باشه. منتظر نظر شما هستم.

 

سفارش فيلم :

شما ميتونيد با پر كردن فرم سفارش در پايين وبلاگ؛ اين فيلم زيبا رو از طريق همين وبلاگ تهيه و تماشا كنيد. (اطلاعات بيشتر)

+ نوشته شده در  چهارشنبه 17 بهمن1386ساعت 8:37 قبل از ظهر  توسط امين  | 

Resident Evil III : Extinction

مشخصات :

نام : Resident Evil III : Extinction  ( شيطان مقيم 3 : انقراض )

دسته : اكشن - ترسناك

محصول : آمريكا

زمان توليد : September 21st, 2007

كمپاني : Sony Pictures

مدت : hr 1 . min 35

فروش تا كنون : 50,648,679$

امتياز : رده ي  C

وب سايت اختصاصي فيلم : http://www.sonypictures.com/movies/residentevilextinction

 

عوامل :

بازيگران : Milla Jovovich, Oded Fehr, Mike Epps, Iain Glen, Ali Larter

كارگردان : Russell Mulcahy

نويسنده : Paul W.S. Anderson

تهيه كننده : Martin Moszkowicz, Victor Hadida, Kelly Van Horn

 

توضيح :

و اكنون Resident Evil III. فكر ميكنم با گفتن نام اين فيلم ديگه نيازي به تعريف و تمجيد نباشه چون هر فرد آشنا به سينما لااقل از نام و شهرت اين فيلم باخبره. Resident Evil III فيلمي بسيار زيبا و ديدني ست كه دنباله ي دو قسمت قبلي رو عهده داره و به گفته ي كارشناسان فرق اساسي اين فيلم با نسخه هاي قبلي گرافيك بسيار زيباي صحنه هاي فيلمه؛ چون اين فيلم از دسته فيلم هاي ويروسي هست؛ گرافيگ و انيميشن فيلم براي نشان دادن تغييرات اعمال شده در انسان بر اثر بيماري بسيار مهمه كه در اين فيلم به طوري حرفه اي به تصوير كشيده ميشه كه حدود يك هفته اي هم در صدر جدل پرفروش ترين فيلم هاي دنيا قرار داشته. جالبه كه اين فيلم در صحراي مكزيك فيلم برداري شده كه با توجه به موضوع فيلم بهترين جا براي فيلمبرداريه. به خاطر اينكه فيلم از لحاظ محتوا شناخته شده و دنباله ي دو نسخه ي قبليه چيز خاصي براي توضيح نميمونه.

 

خلاصه ي فيلم :

شركتي خصوصي و زير نظر سازمان دفاع ايالات متحده در عمقي بيش از 2000 متر از سطح زمين در صحراي مكزيك به طور مخفيانه و به كمك چندي از دانشمندان تلاش ميكنن تا علت و روش درمان اين بيماري رو تشخيص بدن كه در بين اونها دكتر ايساكس اعتقاد داره كه درمان امكان پذير نيست و بايد روش هاي ديگر مثل رام كردن رو دنبال كرد؛ و به اين طريق شركت رو از هدف اصلي خودش دور ميكنه. از طرفي هم جمعي حدود 200 نفر از مردم به سازماندهي كلاير ردفيلد و كارلوس اليورا كه هنوز مبتلا نشدن قصد دارن از اين جهنم بيرون برن و به يه جاي امن برسن. از طرفي ديگه هم آليس كه خودش فردي تحت تعليم و اجراي سياست اون شركته (دستگيري آليس و تبديل شدن به يك هوش مصنوعي پروژه اي به نام آليس بود كه به پيشنهاد دكتر ايساكس راه اندازي شد) و در قسمت قبل هم توسط اعضاي شركت گرفتار ميشه؛ راه افتاده تا بتونه سرنخي؛ چيزي رو پيدا كنه. هرچه زمان ميگذره ناكامي شركت بيشتر ميشه و عده اي از اعضا هم بر اثر اعمال غير قانوني دكتر ايساكس كشته ميشن؛ ذخيره ي انرژي اونها رو به پايانه و از همه مهمتر آليس هم كم كم غير قابل مهار شده و بر حسب اتفاق به اين گروه 200 نفره ملحق شده. از طرفي اين گروه 200 نفره كه روز به روز از تعدادشون كم ميشه پس از مشاهده ي بالگرد دكتر ايساكس كه براي تحقيق از مقر بيرون رفته بود اون رو دنبال ميكنن تا به منطقه اي محافظت شده كه دور تا دور اون رو انسان هاي بيمار گرفتن برخورد ميكنن و چون ديگه هيچ چيزي براي از دست دادن ندارن تنها راه رو گذشتن از بين بيماران و رسيدن به منطقه و به دست آوردن بالگرد ميبينن. حالا آيا اونها ميتونن اين كار رو كه تقريبا" غير ممكنه انجام بدن؟ يا اينكه افراد شركت متوجه شده و به مقابله با اونها ميان؟ يا طعمه ي بيماران تشنه به خون ميشن؟ آيا اين وسط آليس ميتونه كمكشون كنه؟          مطمئن باشيد با ديدن اين فيلم بسيار زيبا؛ ديدني و جذاب؛ حين لذت بسيار از تماشاي فيلم به جواب اين سؤالات هم خواهيد رسيد.

 

معرفي شخصيت هاي اصلي فيلم :

 Milla Jovovich

اين آليس هست كه بر خلاف قسمت قبلي ظاهري كاملا" اكشن و حرفه اي داره و تو درگيري هم با كسي تعارف نداره. اين آليسي كه با رهياب كنترل و زير نظر دكتر ايساكس هدايت ميشه؛ به تمام مناطق سر ميزنه تا اونجا رو پاكسازي كنه و در صورت وجود سرنخي هم به دست بياره كه براي شناخت بيماري مؤثر باشه. البته آخراش هم كه به گروه مي پيونده و سعي ميكنه اونها رو نجات بده با قدرت تفكر خودش كم كم غير از دسترس دكتر خارج ميشه. شخصيت آليس شخصيتي خشن و ماهر در درگيري هاست؛ به طوري كه بيننده اين حركات رو از چشم يه زن نميبينه و اين چيزي جز هنرمندي و مهارت خانم Milla Jovovich در ايفاي اين نقش نيست.

 Iain Glen

و اين دكتر آكسيس هستن كه براي رسيدن به اهدافش از هيچ كاري دريغ نميكنه؛ حتي در صورت شكست بر سر آزمايش فردي بيمار به نجات جان همكار خودش هيچ اهميتي نميده. چون آي سي ماهواره اي كه آليس رو زير نظر داره بر اثر مقاومت فكري آليس و تغيير روش او ميسوزه و رديابي ممكن نميشه؛ دكتر تصميم ميگيره خودش به دنبال آليس بره كه در اون موقع هم توسط افراد گروه مشاهده ميشه.

 Oded Fehr

اين هم كارلوس يكي از مسئولين جمع آوري اين گروه هست كه تو همه كاري مهارت داره. جالبه كه كارلوس قبلا" به دليل ممآموريت هاي توآم با آليس در قسمت قبل بعد از اولين ديدار آليس در صحراي مكزيك اون رو ميشناسه و متعجب ميشه. كارلوس مرد خيلي شجاعيه كه شجاعت اون در يه جاي فيلم به خوبي ديده ميشه.

 Ali Larter

و اين خانم كلاير؛ فرمانده ي اين گروه هستش كه به كمك كارلوس و چند نفر ديگه تا اينجا هر طوري كه در توانشون بوده از گروه محافظت كردن. خانم كلاير شخصيتي بسيار مغرور داره كه هيچكس نميتونه رو حرفش حرف بزنه؛ حتي وقتي هم كه آليس مياد و چند جا باعث نجات جون خيلي ها ميشه واهمه داره كه يه وقت اين آليس تو كارش دخالت نكنه.

 Mike Epps

اين هم الجي؛ يكي از افراديه كه باز هم كمك دست كلاير و كارلوس هست و هر جا كه رسيدن به كمك كارلوس اون منطقه رو پاك سازي ميكنن كه متاسفانه يه جا ناگهاني مورد حمله ي فردي بيمار قرار ميگيره كه اون رو از بين ميبره ولي جاي گاز فرد بيمار روي سينش رو ميبينه كه به روي خودش نمياره و نميدونه كه بعدا" كه اوت كرد چه بلايي سرش مياره.

 Ashanti

اين هم نارسي؛ پزشك معالج گروه هستش كه جراحات بدن افراد ناشي از بعضي اتفاقات رو ترميم ميكنه. اين خانم شجاع يه جا به خاطر نجات جون بقيه؛ جون خودش رو به خطر ميندازه. نارسي از طرفي دوست دختر الجي هست و الجي هم از اين بابت از زخم ايجاد شده توسط فرد بيمار رو سينش نگران هست كه مبادا شب كه نارسي طرفش مياد براي .......... متوجه زخم بشه.

 Linden Ashby

و بالاخره اين هم چاز؛ يه گاوچرون هست كه همراه اين گروهه و عليرغم اينكه راننده ي تريلر در طول سفره؛ به سبب شجاعت و ادعايي كه داره از هيچ كار سختي كه بهش محول ميكنن دريغ نميكنه؛ كه يكي از اين كار ها هم ديدباني بر روي برجي فلزي و بلنده.

 Resident Evil III : Extinction

اين هم صحنه اي جذاب و مورد علاقه ي افرادي خاص و دوست دار اينگونه فيلم ها.

 

حرف آخر :

اميدوارم كه اين فيلم بسيار زيبا؛ جذاب؛ ديدني و بي نياز به تعريف و تمجيد رو تماشا كنيد و از ديدن اون لذت كافي رو ببرين و توضيحات اين فيلم هم براتون مفيد بوده باشه. منتظر نظر شما هستم.

 

سفارش فيلم :

شما ميتونيد با پر كردن فرم سفارش در پايين وبلاگ؛ اين فيلم زيبا رو از طريق همين وبلاگ تهيه و تماشا كنيد.    ( اطلاعات بيشتر )

+ نوشته شده در  چهارشنبه 28 آذر1386ساعت 3:58 قبل از ظهر  توسط امين  | 

Halloween

مشخصات :

نام : Halloween  ( هالووين )

دسته : ترسناك

محصول : آمريكا

زمان توليد : August 31st, 2007

كمپاني : MGM Distribution Company

مدت : hr 1 . min 49

فروش تا كنون : 57,991,372$

امتياز :رده ي  C

سايت اختصاصي فيلم : www.halloween-themovie.com

 

عوامل :

بازيگران :

Daeg Faerch, Danielle Harris, Malcolm McDowell, Danny Trejo, Sheri Moon

كارگردان : Rob Zombie

نويسنده : Rob Zombie, Debra Hill, John Carpenter

تهيه كننده : John Carpenter, Harvey Weinstein, Bob Weinstein

 

توضيح :

بله؛ و حالا Halloween. فيلمي بسيار بسيار زيبا؛ ديدني؛ جذاب؛ هيجان انگيز و واقعا" استثنايي كه تونسته رتبه ي موفق ترين فيلم سال 2007 در زمينه ي ترسناك رو به دست بياره كه رسيدن به اين مرتبه كار آساني نيست. از اين فيلم هرچه بگيم كم گفتيم؛ از هنرمندي بازيگرانش گرفته تا فيلم برداري؛ جلوه هاي ويژه و از همه مهم تر موزيك بسيار عالي فيلم هست كه توسط بيش از 100 موزيكال برجسته ي سينما ساخته شده كه واقعا" در خور يه فيلم ترسناكه. جريان فيلم با داستان زندگي پسري به نام ميشل كه علاقه ي زيادي به شب هالووين و ماسك هاي صورت مرسوم اون شب داره و در اين بين از يه بيماري شديد رواني رنج ميبره دنبال ميشه كه اين بيماري عواقب شديدي مثل قتل و كشتار رو در وجود ميش به دنبال داره. از نكته ي اجتماعي اين فيلم هم غافل نشيم كه خواستار بيان موضوع مهم ارتباط پسر و دختر و همچنين رفتار بي شرمانه ي فرزندان حتي در مقابل پدر يا مادر هست كه مشاهده ميكنيم چقدر به راحتي مسائل نامربوط جنسي در خانواده ها و به خصوص بين فرزندان و دوستانشون در عين اطلاع خانواده رواج داره. به هر حال ديگه نيازي به تشويق براي مشاهده ي بهترين؛ زيبا ترين و موفق ترين فيلم دسته ي ترسناك سال 2007 نميبينم.

 

خلاصه ي فيلم :

ميشل پسري 10 ساله همراه مادرش دبورا؛ ناپدريش؛ خواهرش جوديت؛ و خواهر شير خوارش به اسم لاري در خانواده اي فقير زندگي ميكنه و به سبب بيماري شديد رواني كه داره مدت زيادي از شبانه روز رو در مدرسه اي استثنايي ميگذرونه و زمان اندكي رو هم در كنار خانواده ميگذرونه؛ ميشل علاقه ي زيادي هم به ماسك صورت داره كه جون به جونش كني حاضر نيست درش بياره. جريان از اينجا شروع ميشه كه به سبب اذيت و آزار ميشل توسط يكي از دانش آموزان؛ ميشل تصميم ميگيره از مدرسه فرار كنه كه در پي اون به طور مداوم در كنار خانواده باشه. امشب شب هالووين هست و به سبب رسم و رسوم اون شب؛ مادر ميشل زودتر سر كار ميره (دبورا به سبب فقر خانواده به كار رقاصي در كلوپ شبانه مشغوله) و دوست پسر جوديت هم به ديدنش مياد تا در اتاق بالايي مشغول بشن (در شب هالووين مرسوم هست كه دوستان پسر و دختر به سكس ميپردازن) و ناپدري هم طبق معمول به خوردن و خوابيدن مشغوله. شدت بيماري ميشل باعث ميشه تا با ديدن اين اوضاع نتونه خودش رو كنترل كنه و يكدفعه به طور زجرآوري ناپدريش رو به قتل ميرسونه؛ ميشل كه ديگه هيچكس و هيچ چيز رو نميشناسه؛ ابتدا دوست پسر جوديت و سپس خواهرش جوديت رو ميكشه؛ اما به لاري فرصت ميده تا بزرگ بشه و به اون لقب فرزند هالووين و به اون خونه ي مغروق در خون؛ خانه ي هالووين لقب ميده. بعد از اين ماجراي وحشتناك بيماري ميشل توسط پليس ثابت ميشه و اون به زندان رواني ها زير نظر دكتر سم لوميس منتقل ميشه. دكتر لوميس ابتدا سعي ميكنه با روش گفتار درماني به آرامي ميشل رو درمان كنه ولي با كشته شدن پرستار زندان توسط ميشل متوجه ميشه كه درمان ميشل به اين سادگي ها نيست. به خاطر اين قتل ميشل به حبس ابد محكوم ميشه كه در پي اون دبورا؛ مادر ميشل هم كه ديگه دليلي برا زندگي كردن نميبينه؛ خودكشي ميكنه. 17 سال از اين ماجرا ميگذره كه يه شب مونده به شب هالووين با سهل انگاري دو نگهبان زندان (كه خودتون ميبينيد چه نوع سهل انگاريه) به قصد كشتن آخرين بازمانده ي خانواده ي مرس يعني لاري (كه حالا به سرپرستي خانواده ي استرود در اومده و دوستاني هم داره) از زندان فرار ميكنه. حالا آيا ميشل 27 ساله و البته مبتلا به بيماري شديد رواني؛ ميتونه به اين مقصود يعني كشتن خواهر خودش؛ لاري؛ برسه؟ آيا در اين بين خانواده ي جديد و دوستان لاري هم وارد اين ماجرا ميشن؟ آيا جون اونها هم در خطره؟ آيا دكتر لوميس كه در اين مدت با حالات رواني ميشل تا حدودي آشنا شده ميتونه به كمكشون بياد؟          به هر حال سعي كنيد اين فيلم واقعا" زيبا؛ ديدني؛ هيجان انگيز و ... رو حتما" تماشا كنيد و توام با تجربه ي تماشاي چنين فيلمي جذاب؛ به جواب اين سوال ها هم دست پيدا كنيد.

 

معرفي شخصيت هاي اصلي فيلم :

Daeg Faerch  

اين ميشل 10 ساله هستش كه راجع بهش گفتيم. او علاقه ي زيادي به ماسك صورت داره؛ و به اين دليل در زمان حبس؛ تمام سلولش رو پر از ماسك هايي كرده كه خودش درست ميكنه؛ و همچنين اين كه قبل از به قتل رسوندن هر كس؛ اول ماسكي رو به صورت ميزنه. ميشل بيچاره پسري افسردست كه اسير اين بيماري رواني شده و بيننده هم با ديدن فيلم ميفهمه كه اين قتل ها درسته كه به دست ميشل انجام ميشه ولي دست خودش نيست و ريشه در بيماري رواني داره.

Sheri Moon

اين دبورا؛ مادر ميشل هستش كه به سبب فقر خانواده و لاابالي گري همسرش؛ مجبوره كه براي در آوردن خرج خانواده در اين كلوپ هاي شبانه كار كنه. دبورا خيلي ميشل رو دوست داره و بيشتر از اون هم به سبب اين بيماري ميشل؛ خيلي دلش براش ميسوزه و در همه حال سعي ميكنه رضايت اون رو جلب كنه و كاري كنه تا عصباني نشه. دبوراي بيچاره بعد از قتل عام خانوادش توسط پسرش ميشل؛ و همچنين حكم حبس براي اون راهي رو بهتر از خودكشي نميبينه.

Hanna Hall

اين جوديت؛ خواهر بزرگ ميشل هستش كه اون هم نه درس خون و نه مشغول به كاريه؛ در مواقعي هم ميشل رو اذيت ميكنه و ماسك رو از صورتش برميداره كه باعث عصبانيتش ميشه. چون جوديت با بيماري ميشل آشنايي نداره در همون شب هالووين دوستش رو جلوي چشم ميشل برا سكس دعوت ميكنه كه اين كار به مزاق ميشل خوش نمياد و هر دوشون رو به قتل ميرسونه.

Malcolm McDowell

اين هم دكتر سم لوميس هست كه در زمان زنداني شدن ميشل سعي ميكنه با هر روشي حالات روحي و رواني ميشل رو تغيير بده كه با قتل پرستار زندان توسط ميشل متوجه ميشه كه اين كار به راحتي صورت نميگيره و يه جورايي اين ميشل به سبب شدت بيماريش نميتونه درمان بشه. ولي به هر حال در اون مدت با بسياري از حالات رواني ميشل آشنا ميشه.

Tyler Mane

اين هم 17 سالگي ميشل هست كه در اين زمان بيماريش به اوج خودش رسيده و براي رسيدن به هدفش يعني كشتن لاري از هيچ كاري دريغ نميكنه. حالا شايد ميشل با ديدن اوضاع ناهنجار خانواده در اون زمان به اين فكر ميكنه كه خواهرش لاري هم يكي از اعضاي اين خانوادست و همين راه رو هم دنبال ميكنه كه با اين وجود آخرين عضو خانواده هم بايد از بين بره.

Scout Taylor-Compton

اين هم لاري؛ خواهر كوچيكه ي اون زمان ميشل و دختر امروز خانواده ي استرود هستش كه دوستان زيادي هم پيدا كرده. برخلاف تفكر ميشل؛ لاري خيلي دختر خوبيه كه با بقيه ي دوستاش فرق داره؛ ولي كي ميتونه كه اين مسئله رو براي ميشل روشن كنه؟ وقتي كه ميشل سر راه اون سبز ميشه؛ نميدونه كيه و چرا دنبالش ميكنه؛ ولي وقتي ماجرا رو ميفهمه كه كار از كار گذشته.

Halloween

اين هم تصويري بسته از خانه ي هالووين؛ لقبي كه ميشل به اين خونه داد.

 

حرف آخر :

اميدوارم كه اين فيلم بسيار بسيار زيبا؛ هيجان انگيز و موفق ترين در دسته ي خودش رو حتما" ببينيد كه مطمئنا" از تماشاي اون خيلي لذت ميبرين؛ و توضيحات اين فيلم هم براتون مفيد بوده باشه. منتظر نظر شما هستم.

 

سفارش فيلم :

شما ميتونيد با پر كردن فرم سفارش در پايين وبلاگ ؛ اين فيلم زيبا رو از طريق همين وبلاگ تهيه و تماشا كنيد .     ( اطلاعات بيشتر )

+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 آبان1386ساعت 5:13 قبل از ظهر  توسط امين  | 

The Condemned

مشخصات :

نام : The Condemned  ( محکوم شده )

دسته : اکشن

محصول : آمريكا

زمان تولید : April 27th, 2007

کمپانی : Colossal Entertainment

مدت : hr 1 . min 53

فروش تا كنون : 7,327,940$

امتياز : رده ي  D

سايت اختصاصي فيلم : www.watchthemdielive.com

 

عوامل :

بازيگران :

Steve Austin, Vinnie Jones, Trent Sullivan, Rick Hoffman, Nathan Jones

كارگردان : Scott Wiper II

نويسنده : Rob Hedden, Andy Hedden, Scott Wiper II

تهيه كننده : Vince McMahon, George Vrabeck, Michael Gruber

 

توضيح :

The Condemned فيلمي بسيار زيبا؛ جذاب و هيجان انگيز كه واقعا" يكي از خوش ساخت ترين فيلم هاي سال 2007 در زمينه ي اكشن هست. اين فيلم در محوطه اي جنگلي و بسيار زيبا در استراليا فيلمبرداري شده كه طبيعت زيباي اون منطقه شادابي و كيفيت صحنه هاي فيلم رو افزايش داده. اين فيلم در حال اكشن بودن نكته اي اجتماعي و مشهود رو در خود گنجونده كه در مواقعي احساسات انساني رو به وجه مياره؛ خريد و يا بدست آوردن انسانها و به جون هم انداختن اونها براي زنده موندن و شرط بندي روي اونها كه در ادامه باعث ثروت اندوزي بعضي اشخاص ميشه كه اين كار رو به عنوان شغلي لذت بخش عنوان ميكنن نكته ي مشهود اين فيلمه كه با ديدن اون؛ انسان؛ غارت جان افراد بي گناه رو بوسيله ي قدرتهايي كاذب درك ميكنه. خلق استثنايي جلوه هاي ويژه برترين امتياز اين فيلمه كه مطمئن باشيد از ديدنش بسيارلذت خواهيد برد.

 

خلاصه ي فيلم :

گروهي مستقل به فرماندهي شخصي به نام بركل هر بار با آزمايش تعدادي از زندانيان بسيار قوي زندانهاي آمريكا و خريداري اونها از رؤساي زندانها و همچنين شرط بندي همگاني بين اعضاي سيستمشون اونها رو به منطقه اي جنگلي و مجهز به دوربينهاي مدار بسته در جاي جاي اون زير نظر خودشون رها ميكنن تا با از بين بردن همديگه بتونن زنده بمونن و در نهايت به ازاي زنده موندن يك نفر (كه خودشون هم به طور غير مستقيم اون رو از قبل انتخاب ميكنن) پول زيادي از ماه عسل اين شرط بندي به جيب ميزنن. اما اينبار گروه بركل با انتخاب افرادي بسيار قوي به نام هاي : جك كورناد؛ مك استارلي؛ ماركوس جانسون؛ سايگا (مردي ژاپني)؛ نادان جونز(مردي روسي)؛ اندي مكفي (مردي آلماني)؛ ياسانتوا (دختري سياه پوست) و دو نفر نامزد به نام هاي مانو و رز و فردی سرخورده به نام میشل؛ ۱۰ نفری هستن که كار رو برا این گروه سخت ميكنن چون اين افراد همچون بقيه دست و پا بسته نيستن. جريان به اين صورته كه به پاي هر نفر يه مچ بند مخصوص الكتريكي ميبندن كه يه ضامن داره و با در اومدن اون ضامن؛ مچ بند بعد از 10 ثانيه منفجر ميشه. در ابتدا هم درگيري هايي بين بعضي از اونها مثل : نادان و ياسانتو؛ ماركوس و سايگا؛ جك و مانو رخ ميده و هيجان فيلم در اون صحنه هاييه كه دو به دو نبرد ميكنن و همزمان چند دوربين با طناب هايي از ابعاد مختلف به اونها نزديك ميشن و صحنه ي مبارزه رو به تصوير ميكشن. در اين بين جك كه آدم زيركيه تلاش ميكنه تا اونها رو عليه اين گروه با هم متحد كنه؛ ولي مشكل اينجاست كه تمام مچ بندها بعد از گذشت زماني به طول 30 ساعت منفجر ميشن و وقت كافي براي توجيه اين افراد خشمگين وجود نداره كه به همين خاطر كشتن همديگه و برنده شدن در اين نبرد 30 ساعته رو ترجيح ميدن. حالا مساله اينجاست كه آيا جك ميتونه اونها رو كنترل كنه؟ آيا وقت كافي رو داره؟ يا اينكه زنده موندن يك نفر با كشتن ديگران محصول ميشه؟ راستي تكليف اون دو نامزد بيچاره چي ميشه؟ آيا جلوي چشم همديگه كشته ميشن؟          مطمئن باشيد كه با ديدن فيلم از اون سير نميشين و عليرغم تماشاي سيل هيجان و اضطراب فيلم به جواب اين سؤال ها هم خواهيد رسيد.

 

معرفي شخصيت هاي اصلي فيلم :

 Steve Austin

نقش اول و مرد يكه تاز فيلم؛ جك كوراند؛ با هيكلي بسيار قوي و شكست ناپذير كه هيچي روش افاقه نميكنه يك همسر و بچه داره كه اتفاقا" همسر بيچارش از اين ماجرا بو ميبره و شاهد اين نبرد از طريق اينترنته. جك تنها شخصيه كه به نجات همه فكر ميكنه ولي اگه پاش بيفته واقعا" با يه ضربه ي سهمگين مشت؛ آدم رو از پا ميندازه. فراموش نكنيد كه ايفاي چنين نقشي با اين خصوصيات فقط شايسته ي آقاي Steve Austin بازيگر اين نقش هستش.

 Vinnie Jones

اين هم مك استارلي تنها رقيب سرسخت جك هست كه هيچي بجز كشت و كشتار رو نميشناسه و همچنين تبهر خاصي هم در سلاح هاي جنگي داره. البته مك يه زرنگي ميكنه و سايگا رو تابع خودش ميكنه و وعده ميده كه هر دو با هم پيروزيم. اين مك از نظر عواطف احساسي هم خيلي بيرحمه كه اين مسئله به دو نامزد يعني مانو و رز ارتباط داره.

 Nathan Jones

و ايشون هم همون نادان جونز هستن كه هيكلي مشابه با جك داره ولي از فن و فوت مبارزه زياد چيزي نميدونه. نادان از اولين افراده كه با جك درگير ميشه و جك هم دوست نداره كه كسي رو بكشه ولي در يه زدوخورد حسابي بالاخره برحسب اتفاق ضامن مچ بندش جدا ميشه و..........

 Robert Mammone

و از همه بيرحم تر اين آقاي بركل هست كه اين گروه رو تشكيل داده و رئيس اونه. بايد ببينيد كه با درگيري هر دو نفر اين بركل چقدر هيجان زده ميشه ولي اتفاقا" نامزدي هم داره كه با مشاهده ي چنين صحنه هاي بيرحمانه تحريك ميشه تا جايي كه از نامزدش بركل متنفر ميشه.

 Marcus Johnson, Masa Yamaguchi

و اين هم صحنه ي درگيري سايگا با ماركوس هستش كه همون ابتدا رخ ميده كه با فرار ماركوس خاتمه پيدا ميكنه. بعد از اون هم كه سايگا با مك متحد ميشه ولي نميدونه كه مك چه موجود زيركيه. و تو يه صحنه هم اين دختره سياه پوسته؛ ياسانتوا؛ از در دوستي يه بلاي سر ماركوس مياره تا اون باشه كه به عشق يه دختر اعتماد نكنه.

 Manu Bennett, Dasi Ruz

و اين هم مانو و رز دو نامزدي هستن كه تو اين معركه گير افتادن و پيدا كردن همديگرشون هم داستاني داره. مانو در يه صحنه بزرگترين ضربه ي شديد احساسي و عاطفي رو ميخوره و اون زمانيه كه نامزدش رز رو در مقابل چشمهاش..........

 Emelia Burns

اين هم صحنه اي برتر از فيلم با حضور ياسانتوا جهت روحيه دادن به شما براي تماشاي فيلم.

 

حرف آخر:

اميدوارم كه اين فيلم زيبا؛ هيجان انگيز و خوش ساخت اكشن رو ببينيد و از ديدنش لذت ببرين كه مطمئنا" خواهيد برد و توضيحات اين فيلم هم براتون مفيد بوده باشه. منتظر نظر شما هستم.

 

سفارش فيلم :

شما ميتونيد با پر كردن فرم سفارش در پايين وبلاگ؛ اين فيلم زيبا رو از طريق همين وبلاگ تهيه و تماشا كنيد.    (اطلاعات بيشتر)  

+ نوشته شده در  شنبه 12 آبان1386ساعت 11:48 بعد از ظهر  توسط امين  | 

Weeks Later 28

مشخصات :

نام : Weeks Later 28  ( هفته بعد 28 )

دسته : ترسناك-درام

محصول : آمريكا

زمان توليد : May 11th, 2007

كمپاني : Fox Atomic

مدت : hr 1 . min 31

فروش تا كنون : 28,637,507$

امتياز : رده ي B

وب سايت اختصاصي فيلم : www.foxatomic.com/28wks

 

عوامل :

بازيگران :

Jeremy Renner, Robert Carlyle, Rose Byrne, Catherine McCormack

كارگردان : Juan Carlos Fresnadillo 

نويسنده : Eugene Lopez-Lavigne, Rowan Joffe, Juan Carlos Fresnadillo 

تهيه كننده : Alex Garland, Danny Boyle, Andrew Macdonald

 

توضيح :

Weeks Later 28 فيلمي زيبا؛ جذاب؛ هيجان انگيز و در عين حال بسيار غم انگيزه كه واقعا" احساسات آدم رو به وجه مياره. اين فيلم جريان شيوع نوعي بيماري بيسار خطرناك ويروسي است كه بساري از آدم ها رو مبتلا و بلاي جون آدم هاي سالم ميكنه؛ از اين بابت كه اين بيماري طوريه كه فرد مبتلا شده رو پس از چند ثانيه از اين رو به اون رو ميشه و هيچ چيز و هيچ كس رو نميشناسه. جلوه هاي ويژه ي فيلم بسيار زيبا ساخته شده و موزيك فوق العاده ي فيلم هم به دست آقاي John Murphy؛ آهنگ ساز برتر سينما ساخته شده كه نيازي به تعريف نداره. اين فيلم بيشتر از اينكه ترسناك باشه بسيار غم انگيزه و بر اساس فيلمنامه اي درام و بسيار قوي به وجود اومده ؛ تا جايي كه در عرض چند ثانيه پدر و يا مادر حتي بچه ي خودش رو هم نميشناسه و به چشم طعمه به اون حمله ور ميشه. به دليل ظرافت زياد احساسات انساني در اين فيلم؛ ديدنش به افراد احساسي و زود رنج توصيه نميشه.

 

خلاصه ي فيلم :

بيماري ويروسي به شدت رواج يافته و شهرهاي زيادي رو طعمه ي خودش كرده كه بوسيله ي ارتش آمريكا قرنتينه شدن و حتي افراد سالم هم اجازه ي خروج از شهر رو ندارن. پس از قتل عام خانواده ي هريس در مخفيگاه توسط بيماران؛ دون؛ پدر خانواده موفق به فرار ميشه و پس از مدتي جهت پيدا كردن پسر و دخترش؛ اندي و تمي كه در موقع تخليه ي شهر ازشون جدا ميشن خودش رو به منطقه ي نگه داري آوارگان ميرسونه كه اتفاقا" اونها رو پيدا ميكنه و در قسمتي كه بهشون واگذار ميشه زندگي رو ادامه ميدن. اوضاع بسيار وخيمه و رفته رفته هجوم بيماران ويروسي به اين منطقه غير قابل كنترل ميشه. يك روز كه اندي و تمي بي خبر براي تجديد احيا سري به خونه ي ويرانه شدشون ميزنن؛ اندي در اتاق تهي مادرش رو كه از ماجراي ابتداي فيلم به بيماري دچار شده رو ميبينه و با اينكه اندي فرزندشه ولي نميتونه خودش رو كنترل كنه و به اندي اشاره ميكنه كه فرار كن. در اين بين ماموران حفاظتي كه اونها رو تعقيب كردن متوجه حضور فردي بيمار ميشن و اون رو بيهوش كرده و براي بررسي زير نظر پزشك اسكارلت به آزمايشگاه ميبرن. از طرفي دون بيچاره كه خودش هم زماني عضو حفاظت اطلاعات ارتش بوده متوجه حضور آليس (همسرش) در بيمارستان ميشه و به طور مخفيانه خودش رو به اتاق آليس ميرسونه. دون كه از عذاب وجدان فرار و تنها گذاشتن آليس رنج ميبره بعد از حرف زدن با آليس و ابراز احساسات چون با اون بيماري آشنايي نداره در پي تيك زدن با آليس سريعا" مبتلا ميشه و در صحنه اي كاملا" احساسي درجا آليس ؛ همسر خودش رو ميكشه. حالا داخل سيستم هم يه بيمار پيدا شده و عدم كنترل بيماران باعث هجوم اونها به اين منطقه ي حفاظتي شده. با اين اوضاع آيا كنترل بيماران ميسر ميشه ؟ يا اينكه بيماران شروع به قتل عام ميكنن ؟ آيا اندي و تمي ميتونن جون سالم به در ببرن ؟ آيا پدر بيمار و بچه ها با هم رو به رو ميشن ؟                       به هر حال اميدوارم حتما" اين فيلم جذاب و هيجان انگيز رو ببينيد تا توآم با لذت بردن از تماشاي فيلم به جواب سؤال ها برسين .

 

معرفي شخصيت هاي اصلي فيلم :

 Robert Carlyle

اين دون هريس؛ پدر اندي و تمي و همسر آليس هستش كه بيچاره از اين كه همون اول آليس رو در پي هجوم بيماران به مخفيگاهشون تنها گذاشت خيلي عذاب ميكشه. دون؛ اندي و تمي رو خيلي دوست داره و هدفش اينه كه بتونه لااقل اين دو تا رو نجات بده. از اونجا كه با اين بيماري واگيردار آشنا نيست به سادگي خودش رو مبتلا ميكنه .

 Catherine McCormack

اين هم آليس همسر دون هستش كه بيچاره از همون اول كار توسط بيماران مبتلا ميشه. آليس هم علاقه ي زيادي به دون داره و بيچاره اونجايي كه اندي رو ميبينه عليرغم احساسات فراوان نسبت به اندي قادر به كنترل خودش نيست .

 Makintosh Muggleton

و اين اندي پسر دون و آليس هستش كه پسري بسيار شجاع و نترسه كه در تمام مراحل سعي ميكنه مواظب خواهرش تمي باشه. يه جا كه تو مخمصه گير ميفتن نياز دارن كه يه نفر تيرانداز ها رو جلب خودش كنه تا سرگانت دويلر (تك تير انداز ارتش كه يه جا به كمكشون مياد) بتونه اونها رو نشونه بگيره و بزنه كه در اينجا ناگهان اندي به وسط صحنه ميپره .

 Imogen Poots

اين هم تمي دختر دون و آليس هستش كه علاقه ي خاصي به برادر كوچكترش اندي داره و با تمام تلاشش سعي ميكنه تا از اندي مراقبت كنه و اون رو هميشه پيش خودش و دور از خطر نگه داره. تمي دختري احساسيه كه بعد از مشاهده ي بيماري پدرش خيلي دلش برا اون ميسوزه و يه جا هم كاري ميكنه كه هيچوقت از يادش نميره .

 Rose Byrne

اين هم خانم دكتر اسكارلت هستش كه يكي از پزشكان درگير اين جريانه. بعد از آوردن آليس اسكارلت با در خون گرفته شده از آليس زير ميكروسكپ ميكروب هاي بار عجيب و ناشناخته اي رو مشاهده ميكنه كه به سرعت در خون افزايش پيدا ميكنن .

 Jeremy Renner

و بالاخره اين هم سرگانت دويلر همون تك تير انداز حرفه ايه كه به كمك اندي و تمي مياد. چون بيماري طوريه كه كسي رو نميكشه و بدتر از اون مبتلا ميكنه و به جون آدمهاي سالم ميندازه يه جا از بالا به دليل عدم تشخيص هم بيماران و هم افراد سالم رو يكي يكي ميكشه كه از اين بابت هم بسيار ناراحته .

 

حرف آخر :

اميدوارم كه اين فيلم بسيار زيبا و جذاب و در عين حال غم انگيز رو مشاهده كنيد و از ديدنش لذت ببرين و توضيحات اين فيلم هم براتون مفيد بوده باشه. منتظر نظر شما هستم.

 

سفارش فيلم :

شما ميتونيد با پر كردن فرم سفارش در پايين وبلاگ؛ اين فيلم زيبا رو از طريق همين وبلاگ تهيه و تماشا كنيد.      (اطلاعات بيشتر) 

+ نوشته شده در  جمعه 11 آبان1386ساعت 4:0 قبل از ظهر  توسط امين  | 

Hostel II

مشخصات :

نام : Hostel II  ( هتل 2 )

دسته : ترسناك

محصول : آمريكا 

زمان توليد : June 8th, 2007 

كمپاني : Next Entertainment

مدت : hr 1 . min 34

فروش تا كنون : 17,544,812$

امتياز : رده ي -C

سايت اختصاصي فيلم : www.hostel2.com

 

عوامل :

بازيگران :

Lauren German, Heather Matarazzo, Bijou Phillips, Roger Bart, Richard Burgi

كارگردان : Eli Roth  

نويسنده : Eli Roth

تهيه كننده : Boaz Yakin, Scott Spiegel, Quentin Tarantino

 

توضيح :

فيلم Hostel II فيلمي زيبا و هيجان انگيزه كه بيشتر براي افرادي كه دل و دماغ ديدن صحنه هاي عريان كشتن فجيح انسان ها رو دارند مناسبه . اين فيلم شايد كمي هم جنبه ي اجتماعي داشته باشه كه خواستار نشون دادن اوضاع خريد و فروش دختران جوان براي اذيت و آزارهاي گوناگونه كه صاحبان و به وجود آورندگان آن ؛ اين كار رو به عنوان شغلي جالب و درآمد زا تلقي ميكنن . نكته ي جالبي كه تو اين فيلم عجيب به نظر ميرسه اينه كه اين اذيت و آذار ها فقط جنبه ي جنسي ندارن چون ديگه تيكه پاره كردن انسان نميتونه لذت بخش باشه . جلوه هاي ويژه ي فيلم به جهت صحنه هاي كشتار انسان ها خيلي خوب و طبيعي ساخته شده ؛ موزيك اين فيلم هم بسيار زيبا و در خور فيلمي ترسناك تهيه شده كه به هيجان فيلم اضافه ميكنه و آقاي Eli Roth ؛ هم كارگرداني و هم نويسندگي اين فيلم رو عهده دار بوده .

 

خلاصه ي فيلم :

بت ؛ لورنا و ويتني سه دوست دانشجو هستن كه به همراه دانشجويان ديگر دانشگاه جهت گذراندن تعطيلات تابستاني به يك هتل دانشجويي در ايتاليا سفر ميكنن . آكسلا هم دختريه كه به  تازگي با اونها آشنا شده و به جهت آشنايي كه با اون هتل مربوطه داره اونها رو راضي ميكنه كه تعطيلات رو اينجا بگذرونن . داستان از اونجا شروع ميشه كه اطلاعات اين سه دختر بين اعضاي موسسه اي آدم ربا به رياست آقاي ساشا تبادل ميشه و پس از يه راندوم در زماني معين شخصي به نام تد ؛ ويتني و شخص ديگري به نام استارت كه دوست تد هستش ؛ بت رو انتخاب و با بالاترين قيمت خريداري ميكنن ؛ لورنا هم نصيب يه خانم ميشه ( تعجب نكنيد همونطور كه گفتم اين موضوع فقط جنبه ي آزار جنسي نداره ) . بعد از اين زير دستان ساشا مامور ميشن تا در فرصتي مناسب اونها رو به دام بندازن . لورنا به سبب سادگي كه داره همون اول تو تله گرفتار ميشه و به طرز وحشتناكي به قتل ميرسه . بت كه يه كم باهوش تر و كنجكاو تره يه چيزايي از اين ماجرا ميفهمه ولي از جزئياتش خبر نداره . از طرفي تد و استارت هم به اونجا اومدن تا اجناس! خودشون رو تحويل بگيرن . حالا آيا بت و ويتني هم مثل لورنا توي تله گرفتار ميشن ؟ يا اينكه ميتونن از اين ماجرا جون سالم به در ببرن ؟ از طرفي آيا آكسلا كه عامل اووردن اونها به اين هتل بوده تو اين جريان نقشي داره ؟ آيا فقط اين سه نفر هستن كه   گرفتار چنين مخمصه اي شدن ؟          اميدوارم با ديدن اين فيلم زيبا به جواب سؤالها برسين .

 

معرفي شخصيت هاي اصلي فيلم :

 Lauren German

اين بت ؛ همون دختر باهوشيه كه يه كمكي از كارهاي اين گروه سر در مياره . ناگفته نمونه كه بت از همون اول به اين دختره تاره وارد ؛ آكسلا مشكوكه و دوست نداره زياد بهش نزديك بشه . بت بيچاره همش مواضب دوستاشه كه يه وقت تو مملكت غريب كار دست خودشون ندن . اون موقعي هم كه لورنا با يه يارو جور شده همش به لورنا ميگه كه مواظب خودت باش گولت نزنن.

 Heather Matarazzo

اين هم لورنا همون دختره سادست كه بيچاره همون اول به طور وحشتناكي كشته ميشه كه اون صحنه رو نبينيد بهتره . لورنا دختري ظعيف و زود رنجه و كافيه كه يكي چپ بهش نگاه كنه تا بزنه زير گريه . به همين خاطر هستش كه بت بيچاره خيلي مواظبشه تا بلايي سرش نياد .

 Bijou Phillips

و اين هم ويتني ؛ دختري شر و شور كه علاقه ي زيادي به مسائل سكسي داره و به راحتي از رفتارش ميشه فهميد كه چقدر تو كفه . كافيه يه پسره زير چشمي بهش نگاه كنه تا سريع باهاش جور شه و ..... . اونجا هم با يه پسره گرم ميگيره و بعد از رقص و لاس اين بت هستش كه مانع زياده روي ويتني در اين دوستي ميشه !          

 Vera Jordanova

اين دخرته پهلوي بت؛ آكسلا دوست تازه ي اين سه نفره كه خاطر خواه هاي زيادي تو دانشگاه داره و يه كمي هم مشكوك به نظر ميرسه . الان زمانيه كه دانشجوها از كلاس طراحي ميان و كافيه ببينين اين آكسلا با چه وضعي در مقابل دانشجو ها قرار ميگيره تا تصويرش رو بكشن .

 Roger Bart

اين هم آقاي استارت ؛ همون شخصيه كه بت رو خريداري ميكنه . استارت فردي خانواده داره و به تحريك دوستش تد به اين كار روي مياره كه انگاري واقعا" بت رو دوست داره . يه جا هم يه بلايي سرش مياد كه خدا نصيب هيچكس نكنه .

 Richard Burgi

و بالاخره اين هم آقاي تد ؛ همون دوست استارت و شخصيه كه ويتني رو خريداري ميكنه . آقاي تد بدجنس و بيرحم هست كه انگار عقده ي زيادي داره . تد به ورزش گلف علاقمنده و اتفاقا" اين هم يه جا بلايي سرش مياد كه واقعا" حقشه .

 

حرف آخر :

اميدوارم كه اين فيلم زيبا و هيجان انگيز رو ببينيد و از ديدنش خوشتون بياد و توضيحات اين فيلم هم براتون مفيد بوده باشه . منتظر نظر شما هستم .

 

سفارش فيلم :

شما ميتونيد با پر كردن فرم سفارش در پايين وبلاگ ؛ اين فيلم زيبا رو از طريق همين وبلاگ تهيه و تماشا كنيد .     ( اطلاعات بيشتر ) 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 10 آبان1386ساعت 8:29 بعد از ظهر  توسط امين  | 

 
: نام و نام خانواده
: آدرس
: كد 10 رقمي
: استان / شهر
: تلفن
: نشاني الكترونيك
: نام فيلم ها
: CD / DVD
: توضيحات